اعتراض سیتی!!!

سعی داریم با کسب علم و دانش در جهت اعتراض به نظام ظلم و ظالم قدمی در جهت امام زمانمون برداریم

اعتراض سیتی!!!

سعی داریم با کسب علم و دانش در جهت اعتراض به نظام ظلم و ظالم قدمی در جهت امام زمانمون برداریم

اعتراض سیتی!!!

علی بن ابی‌طالب(ع): کسی که در برابر منکر با دل و دست و زبان خویش اعتراض نکند، او مرده‌ای است در میان زندگان.

سعی داریم با کسب علم و دانش در جهت اعتراض به نظام ظلم و ظالم قدمی در جهت امام زمانمون برداریم

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
پیوندها

۲۸ مطلب با موضوع «درد دل» ثبت شده است

۰۷
آذر

گاهی پی اش دویدم 
گاهی بهش رسیدم 
گاهی به من زخم زد 
گاهی به من امید داد 
گاهی مرا فرا خواند 
گاهی به هر جا شرماند 
گاهی به اوج رساندم 
گاهی به سر دواندم 
گاهی شبه بگردید 
گاهی ترانه گردید 
گاهی مرا پیر کرد 
از زندگی سیر کرد 
گاهی بازیچه گشتم 
گاهی یک بچه گشتم 
گاهی سکوت گزیدم 
گاهی یخن دریدم 
گاهی ترانه گفتم 
دردم شبانه گفتم 
گاهی پناه بردم 
گاهی گناه کردم 
گاهی شجاع گشتم 
گاهی متاع خواستم
گاهی من بی مروت 
گاهی او بی مروت 
گاهی به راه یافتم 
گاهی به چاه یافتم 
گاهی گزیده گشتم 
گاهی گزیده گشتم 
گاهی سرور بر آمد 
گاهی غرور در آمد 
گاهی نگاه شیرین 
گاهی تیرهای سنگین
گاهی نوای باران 
گاهی شکار یاران 
گاهی به خود بگفتم 
افسوس ز این یاران

غ ن معترض

۲۸
بهمن

اگر کنده شود از ملک خودم آب و دانه
به شهر دیگران بسازم از مجبوری آشیانهcrying
الا کل دانه دانه دانه اشرف غنی نمانه
که برگردیم د خانه ! الا کل دانه دانه دانه

۲۷
بهمن

بعضیا هم هستن که روشن فکرن ولی از نوع کله لامپی:

امروزه در فضای اینترنت بحثهای داغ فراوانی وجود دارد و از همه داغترش بحثهای عقیدتی هست که مورد توجه اکثر روشن فکران فضای مجازی هست و در موردش بحثها و نقدها و پستها در دهکده مجازی رد و بدل میشود !

اما این روشن فکران چند دسته هستند:
۱-آنهایی که واقعا دغدغه دارند و دوست دارند چیزی یاد بگیرند و چیزی یاد بدهند :
الف- بی مطالعه وارد بحث میشوند یا منبعشان فقط منابع بی در و پیکر اینترنت هست .
ب-با مطالعه وارد میشوند ولی قدرت تحلیل صحیح مطالعاتشان  را ندارند.
ج- با مطالعه کامل و تحلیل صحیح و تو پر وارد میشوند .


۲- آنهایی که دغدغه ای ندارند و گاهی ادای دغدغه دارها رو در میارن تا توجهی جلب نمایند :
الف- بی مطالعه وارد بحث میشوند یا منبعشان فقط منابع بی در و پیکر اینترنت هست .
ب-با مطالعه وارد میشوند ولی قدرت تحلیل صحیح مطالعاتشان  را ندارند.
ج- با مطالعه کامل و تحلیل صحیح و تو پر وارد میشوند .


۳- آنهایی که دغدغه اشان خراب هست و جانب دارانه و با ابزاری چون سفسطه میخواهند هر طور شده به نفع اربابانشان بحث را ببرند :
الف- بی مطالعه وارد بحث میشوند یا منبعشان فقط منابع بی در و پیکر اینترنت هست .
ب-با مطالعه وارد میشوند ولی قدرت تحلیل صحیح مطالعاتشان  را ندارند.
ج- با مطالعه کامل و تحلیل صحیح و تو پر وارد میشوند .

 

این گروهها با تقسیم بندی زیر شاخه هایشان به دو گروه روشن فکر و کله لامپی تقسیم میشن !
روشن فکرها برای جامعه مفید هستند و باعث رشد و ترقی جامعه میشوند ولی کله لامپیها چون خرسی میمانند که با بی خردی بر خود و جامعه خود آسیب وارد میکنند .


 

بیاییم مسولیت حرفهایی رو که در دنیا مجازی میزنیم به عهده بگیریم تا خواسته و ناخواسته به جامعه و دین و ایمانمون ضربه نزنیم مخصوصا ما جوانهایی که نه حوصله خواندن مقالات علمی رو داریم و نه کنترل احساساتمان را و تا یک شبهه در اینترنت میبینیم زمین و زمان را به هم ریخته و قبل از تحقیق , seo یا محبوبیت مطلب رو در اینترنت بالا میبریم به طوری که بعدا پشیمانی سودی نخواهد داشت و با دست خودمان تیشه بر ریشه خودمان زده ایم !و البته گاهی هم مقاله میخوانیم ولی مقاله دشمن را و برای مقایسه کردنش با مقاله دوست تنبلیمان گل میکند و گاهی هم متاسفانه به دلیل عدم فعالیت دوستان مقاله ای در جواب شبهه یافت نمیشود که آن هم راه دارد و اگر شخص روشن فکر باشد دنبال راهش خواهد گشت.
شاید بگویید تا بحث راه نندازیم رفع شبهه نمیشود ! ما برنامه نویسها یک جمله معروف داریم و اون اینه که چرخ رو دوباره اختراع نمیکنیم !‌شما هم کمی تحقیق کنید و بعد داد و بیداد مجازی راه بیندازید !اگر به نتیجه رسیدین که هیچ مگر نه جبهه تان را عوض کنید و به جبهه دشمن بپیوندید که تیر از دشمن خوردن بسی آسانتر از دوست خوردن هست .

این را هم اضافه کنم که به شخصه حس میکنم از عاملین به دین شیعه واقعی بسیار کم یافت میشوند و خود این حقیر هم ادعایی ندارم که به دینم آنطور که حقش هست عمل کردم و میکنم و بسیار در برابر خودم و دینم شرمنده ام . نمیخواهم مشکل را گردن شیطان بیاندازم و قطعا مشکل از مسلمانی خود ماست ولی شیطان هم نقش موثری در بی دینی جامعه ای دارد که از پدران خود یعنی ایمه علیهم السلام جدا افتاده اند .همه میدانیم که اگر یک سنگ را من از طرفی و شیطان از طرف دیگر هل بدهد هر کدام قویتر بودیم میبریم ولی وقتی آن سنگ را هر دو از یک سو هل بدهیم قطعا شیطان میبرد و بی دینی آن سنگ هست که شیطان در حل دادنش همراه جامعه ی دور از پدر هست .پس بیایید منصفانه قبول کنیم که عیب از مسلمانی(خرس) ماست و دین (چوپان ما ) را به بهانه کشتن شیطان(مگس) نابود نکنیم !

قابل توجه بعضیها که در جمع شیعه ها هستن ولی خدمت به دشمن میکنن !!!
بیایید خودمان را قضاوت کنیم !کله لامپی نبودن کار سختی نیست !

 

۲۱
بهمن

اگر چه از نسلی هستم که سنم به درک حادثه دردناک افشار قطع نمیدهد !
اگر چه در زمانی هستم که رسانه ها در پوشاندن حقیقت دست شیطان را از پشت بسته اند !
اگر چه بعضی روشن فکران کشورم شعار دموکراسی و برابری در کوچه و خیابان سر میدهند و حرف از قومیت و مذهب را سم مضری برای این دموکراسی خیالی میدانند!
و اگر چه رهبران یا نمایندگان احزاب درگیر در جنگهای داخلی امروز در کنار هم به خوبی و خوشی کار میکنند و عناوین فراوان و ثروتهای فراوان کسب کرده اند !
اما انقدر میدانم که قتل عام مردم بیگناه و بی دفاع عملی وحشیانه هست که از پستترین حیوانات هم سر نمیزند !!!
حال یا انسانهای روزگارمان در اصل پستتراز حیوان اند یا حیوانات پست در قالب انسان در آمده اند و لباس انسانی از جنس شیخ و آیت الله و ژنرال و فرمانده و داکتر و قهرمان ملی و حاجی وسید و....پوشیده اند!!!!
خدا میداند !

فاجعه افشار
یاد انسانهایی که چشم تنگ بودن و بینی پغج بودن و شیعه بودن جرمشان بود و ۲۳ سال پیش توسط پستترین موجودات انسان نما و متوحش پر پر شدند گرامی باد...

الدراگون مجرم هزاره
۲۱ دلو ۱۳۹۴

۱۰
تیر

آخوندک

 

 

جاتون خالی امروز رفتم حرم (تف تو ریا خخخخ)
خلاصه نشستم یه جایی تو شبستان .کنار دستم یه عده آدم مثل همیشه و کاملا عادی .داشتم درس میخوندم که حرفهای بغل دستیا فکرمو مشغول کردن .چند تا پیر مرد مقدس نما باهم فره میکردن !یکی میگفت تو بلد نیستی قرآن بخونی باید اینطوری بخونی و... !
اعصابم از جایی به هم ریخت که بحثشون کشید به یه حدیث 
اولی : تو برنامه سمت خدا آقای فرحزاد گفت یه مورچه هفتاد بار تلاش کرد تا یک دانه را بالا ببرد . (نتیجه انسان باید تلاش کند )
دومی : فرحزاد دروغ میگه !!!من روایتو دیدم !!!مورچه نبوده سوسک بوده !!!هفتاد بار نه هفت صد بار رفته بالا بعد موفق شده !!!فرحزاد فقط دروغ میگه !!! اصلا اسمش اسم زن شاه بوده حرفاش رو قبول ندارم !!! دروغگو هست !!! (برداشت سطحی از موضوع در حد لالیگا )
من 0_o
فرش 0_o
تسبیح گردن حاج آقا 0_o
خیلی اعصابم داغون شد !

اونورتر دو تا بچه ۱۲ ساله 
اولی :‌اعتقاد به جهنم یعنی چی؟
دومی : آدم نباید تو اعتقادات افراط یا تفریط کنه .مثل پشت بوم میمونه باید وسط باشی از اینور اونور بوم نیفتی اعتقاد به جهنم هم همینطوره و ....

یعنی کیف میکردم داشتم .

خیلی از تناقض این دو جلسه ناراحت شدم به این دلیل که پیرمردای مقدس نما همشهری بودن و پسر بچه ها ایرانی .
ناراحتی من به دلیل نژاد پرستی نیست 
به خاطر عقب افتادگی فکری مردم کشورم هست 
وقتی فکر میکنم میبینم همین مقدس نماها باعث شدن ما اینطور بد بخت باشیم .
واقعا متاسفم برای بعضی مقدس نماها

۲۱
بهمن

سلام دوستان 

ببخشید که مدتها دست به قلم نشده بودم گرفتاریهای زندگی و ...

اما باز هم تصمیم گرفتم درد دلی کنم که شاید زیاد متوجه آن نیستیم و شاید در روزمرگی مان هضم شده باشد !مخصوصا متدینین جامعه جمهوری اسلامی ایران اعم از ایرانیان و مهاجرین شیعه ای که به ولایت فقیه اعتقاد دارند و از پیروزی انقلاب اسلامی ایران بدست بزرگ مردی به نام امام خمینی رحمه الله علیه شادمان گشتند و جشن گرفتند و جشن میگیرند و برای حفظش جانفشانی کردند و جان فشانی میکنند و این سرمایه شیعی را قدر میدانند و از وجود دولتی اسلامی و مقتدر و شیعی در جهان به مذهبشان میبالند ، حال بماند که کمبودها بسیار دارد و راه طولانی در پیش دارد و انشالله که روز به روز به توفیقاتشان افزون گردد.

اما سخن من با همین متدینین هست که گاهی از آن سوی بام می افتند !چند روز پیش در شبکه شش تلوزیون جمهوری اسلامی مستندی دیدم که موضوعش کشتی نجات بود و بسیار زیبا شروع کرد و به داستان کشتی نوح علیه السلام پرداخت و نجات یافتگان آن زمان را معرفی نمود که به ولایت پیامبرشان مقید و پایبند بودند و سپس به جلوتر آمد و به کشتی نجات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله رسید که نجات یافتگان از دریای غفلت و جاهلیت را معرفی نمود که سوار بر کشتی ولایت پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله شدند و نجات یافتند و به جلو آمد و کشتی نجات را امام خمینی رحمه الله علیه معرفی کرد و نجات یافتگان را ملت انقلابی ایران معرفی کرد !

 

از نظر من نوعی ولایت مدار بودن خوب هست ولی نه اینطور !چرا به ائمه علیهم السلام اشاره نشد ؟شاید بتوان گفت بنا بر اختصار و کمبود وقت برنامه اما چرا امام زمان عجل الله تعلی فرج فراموش شد !؟نکند غیبت آن حضرت باعث شده باشد که فکر کنیم ما میتوانیم منجی بشریت باشیم !نکند  غیبتش باعث شده باشد خودمان را کشتی نجات فرض کرده باشیم !نکند خدای ناکرده غیبتش باعث شده باشد که ناخواسته سامریها شده باشیم !نکند روزی برسد که مولا صدای هل من ناصرا ینصرنی سر دهد و ما بگوییم چرا آمدی و ما کافی بودیم !
حالا کم کم درک میکنم که چقدر مظلوم هست مولایمان ...گهی با گناهانمان می آزاریمش و گهی با نادیده گرفتنش !گهی با قلممان و گهی با رفتارمان و آثارمان !قبلا سینه سپر میکردم و میگفتم ما اهل کوفه نیستیم اما اکنون خجالت میکشم !مولانا ما را ببخش ...

 

بیایید فقط بگوییم 

 

أئمتی وسادتی اثنا عشر *** سفینة فیها النجاة للبشر

قال الرسول إن رکبتمُ بها *** نجوتمُ یوم الحساب من سقر

۱۲
آذر

بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا ...

ترسم بماند بر دلم آرزوی کربلا ...

تشنه آب فراتم ای عجل مهلت بده...

تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا...

سلام دوستان

مثل اینکه مولای عاشقان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام کم کم نامه مارو هم امضا کرد و دعوت شدیم به دیار عشق و به پا و سر دویدن به سوی بین الحرمین ...

تو این چند ساله خوبی و بدیی از ما دیدین حلال بفرمایید ....

 

۰۱
مهر

سلام دوستان 

سوال !

پیوستن به گله گرگها برای بقا مناسب هست یا نه ؟

از نظر این حقیر گله ی گرگها قانون گرگی دارد و بلاخره باید ضعیفها توسط قویها کشته و نابود شوند !آن گرگی که امروز قدرتمند هست و به گرگ ضعیف حمکله میکند میداند که روزی او هم ضعیف خواهد شد و همین دوستانش او را تکه پاره میکنند !این روش زندگی گرگها هست و شاید هم روش بسیار مناسبی باشد و شاید این روش زندگی باعث شده هست که گرگها با قدرت گرگیشان در صحنه جهان باقی بمانند و جایگاهشان را از دست ندهند !

اما گروههای دیگری هم در جهان زندگی میکنند و موفق هم بوده اند مانند گله شیرها یا گله فیلها و یا گله گوزنها و... که برخلاف گرگها هم قطار پیر و ضعیف خود را محافظت میکنند .در گله ی این موجودات یک موجود  به طور طبیعی نقشش را در طبیعت ایفا می کند و به طور طبیعی ضعیف میشود و به خاک میپیوندد و کاملا اجتماعی در کنار همقطارانش روزگار میگذراند .

اینکه کدام موفقتر هستند را باید به کارشناسان واگذار کرد ولی آنچه که من میتوانم بگویم این هست که تقریبا تمامی آنها در روش زندگیشان موفق بوده اند و خداوند قادر و توانا در غریزه آنها برنامه ای مناسب و حکیمانه  ریخته هست ولی ما انسانها صاحب اختیار و عقل هستیم و میتوانیم اجتماعی زندگی کردن را مانند گرگ داشته باشیم یا دیگر گروههای اجتماع زیست طبیعت !انتخاب با خودمان هست و انتظار میرود با عقلی که خداوند در وجودمان قرار داده هست در زندگی اجتماعی از دیگر موجودات بسیار بسیار موفقتر باشیم !
اما واقعیت چیست !؟آیا انسانها به سوی موفقیت پیش میروند یا نابودی !؟

از نظر این حقیر اگر بدون در نظر گرفتن ظهور منجی ما حضرت حجه ابن الحسن المهدی عجل االه تعلی فرج تفکر کنیم و آینده را پیشبینی کنیم قطعا رو به نابودی پیش خواهیم رفت !به این دلیل که ما انسانها سیاستهایمان را گرگوار چیده ایم !هر کجا سخن از سیاست میشود در دلم غمی عمیق مینشیند و به این فکر میکنم که باز هم سیاستهای گرگی !!!هر شخصی و هر گروهی و ملتی در سیاستهایش به فکر منافع خودش هست و در راستای آن تلاش میکند و حتی از ظلم به دیگر ملتهای ضعیف هم ابایی ندارد !!!در حالی که همان مسول ملت در زندگی شهری اش یک دزد ساده را به سختی مجازات میکند !!!

بگذریم !سیاستهایمان گرگی شده هست و در این گروه گرگهای روزگار اکثر کشورها گرگ زندگی میکنند در کنار گرگهای بزرگ و مطیع گرگهای بزرگ هستند !نمونه بارزش کشورهای عرب که شاید بتوان گفت کفتارند در گروه گرگها !!!و سرکرده گرگها آمریکا آنها را به هر سازی میرقصاند !روزی تجهیزشان میکند تا داعشی بسازند در راستای رسیدن به اعتقادات اسلامی آمریکاییشان و روز دیگر گرگ پذیرفته شده در گروه گرگها ضعیف میشود و همه گرگها برای کشتنش دست به کار میشوند !همانند داعش امروز و صدام دیروز و ....
البته آمریکا فقط یک نمونه بود و امروزه گرگهای بزرگ در عالم فراوانند !
ساستمدار نیستم و از سیاست هم بدم میاید ولی میدانم که گاهی گوسفند ازاده بودن بسیار برتر از گرگ مطیع بودن هست 

نمیدانم چرا از این سرنوشت گرگها درس نمیگیریم و هنوز که هنوز هست سیاستمدارانمان میخواهند کشورشان گرگی باشد در گله ی گرگهای جهان !و به همین دلیل هست که از سیاست بدم میاید و هرگز سیاست را در تفکراتم خوش چهره ترسیم نمیکنم !

من به گرگ بودن اعتراض دارم ....

۱۴
ارديبهشت

آنگاه که لشکر غم در برابر دنیای من است 

یک توپ التیام زخمها و دردهای من است 

آنگاه که غم هجرت موج دریای من است 

یک توپ شکافنده ی موج غمهای من است....

شعری که ادامه داره ولی ادامشو پست نمیکنم :)

خواستم مقدمه بحثی بشه که جدیدا میخام بعد مدتها راه بندازم 

ما افغانستانیها چندی پیش به خاطر مشکلات داخلی کشورمون و به خاطر هجوم همه جانبه ی جهان خواران که به صورت مستقیم و غیر مستقیم عزم مکیدن خون ملتمان را کردند گروه گروه شدیم !گروهی ماندند و مبارزه کردند با مشکلات زندگی ناشی از این جنگها و ناملایمات و گروهی رفتند تا با دستی پر برگردند و جواب آن جهانخواران را بدهند و گروهی رفتند که رفتند !سرمایه خود را در خطر دیدند و جمع کردند و رفتند در زمینی دیگر کشت و برداشت کنند !بگذریم !

و من و خانواده ام و هم قطارانم آمدیم به دیار ایران .دل به سخنان رهبری بزرگ (امام خمینی رحمه الله علیه ) بستیم و آمدیم . میدانستیم که او چون رهبر خودمان شهید مزاری رحمه الله علیه به فکر شیعیان هست و آنها را برادر دینی خود میداند و کمکشان میکند تا روی پایشان بایستند . 

همین گونه بود و تعداد زیادی از هموطنانم چون سربازی در راه امام خمینی رحمه الله علیه شهید شدند و گروهی کمک کوچکی کردند تا جامعه ایران کمبودی از لحاظ کارگر کم توقع و پر تلاش که سختترین کاهای عمرانی را انجام میدادند ، احساس نکنند . 

اینگونه میزیستیم و کم توقع میدانستیم که مهمان هستیم و باید به صاحب خانه احترام بگذاریم و صاحب خانه نیز رفتاری مناسب با ما داشت تا اینکه کم کم رنگ دنیا دگرگون شد و کم کم ما مهمانها مجبور شدیم بیشتر بمانیم و صاحب خانه مجبور شد بیشتر مارا تحمل کند .با اینکه ما تلاش میکردیم صاحب خانه احساس نکند ما سرباریم !تا حدی کم توقع بار آمدیم که گاهی احساس برده بودن کردیم .گاهی احساس کردیم سرنوشتمان خدمت به مردم جهان هست بدون هیچ نیازی به غرور بدون هیچ نیازی به رفاه نسبی و بدون هیچ نیازی به علم و....

اما ما برای آنکه میخواستیم به کشورمان برگردیم و آن را آباد کنیم نیاز داشتیم عالم و قدرتمند بار بیاییم و مرد بزرگ شویم و شاه دنیای خود باشیم نه برده ی دنیای دیگران !این نیاز را حس کردیم و در وجودمان اندک اندک به دنبال راهکار تقویت آن گشتیم و پیدایش کردیم از میان DNA مان !

اما کافی نبود برای رشد باید بیشتر تلاش میکردیم در حالی که هیچ پشتیبانی نداشتیم .در مدارس خود گردان به دنبال رویاهای خویش گشتیم و در آن شرایط راه فردا را پیش گرفتیم و برای آینده تلاش کردیم تا اینکه اندک اندک فرصتهایی آمد به سراغمان و وارد مدارس قانونی و ایرانی شدیم تا فرصتی طلایی برای رشد و بزرگ شدن بیابیم .اما آنجا نگاههای مارا آزار میداد ،گویا خرد جمعی نمیپذیرفت که ما نیز انسانیم !با آن خرد جمعی مبارزه کردیم و شخصیت انسانی خویش را به آنان معرفی کردیم و اجتماع مارا بیشتر باور کرد .

سخت بود این راه پر فراز و نشیب !بسیار سخت !به طوری که تحملش برای یک کودک صبر ایوب میخواست ....

من و تعدادی از دوستانم از کودکی رنجهایمان را با یک توپ فراموش میکردیم و روزهای هفته رنج میکشیدیم و تحمل میکردیم مبارزه میکردیم به عشق آنکه روز جمعه غم نهفته در درونمان را جمع کرده و به توپی میسپاریم و شوتی میزنیم و به تور دنیا میچسبانیم !و زنده میمانیم !

آری اینگونه بود که اعتراض داشتیم ولی زنگی میکردیم و بزرگ میشدیم به امید فرداها به واسطه ی یک توپ فوتبال ....

اما گروهی دیگر از دوستانمهان با توپ ارضا نمشدند !گویا غمشان به اندازه ی تاریخ بود !آنها میخواستند نیاز به احساس جامعه پذیریشان را با تیپهای کره ای  و اروپایی که نماد پیشرفت بودند !به مردم نشان دهند !آنها غم درونیشان را با گوش کردن به موزیکها و ....التیام میدادند .

غافل از آنکه روزی آن تیپ و آن موزیک و آن احساس شخصیت واهی نابودگر زندگی آنان میشود و آنان را به هرزگی میکشاند!

و گروهی از دوستانمان آنگونه گشتند و در بینمان زندگی میکنند با نابودگرهای درونشان که ذره ذره روح و جسمشان را از دست میدهند و ازشان خواهش میکنم مسیر زندگیشان را زیباتر بچینند .

آری ما اینگونه زندگی کردیم و آن دوست عزیزی که در محیطی کاملا مذهبی رشد کرده است و امروز ریش میگذارد و یغه اش را تا ته میبندد و بر صندلی قدرت تکیه میزند و وضع میهمان را میبیند و توجه نمیکند و "فریاد میزند که ما بسیار مهمان نوازیم " حق ندارد بگوید آنها چنین اند و چنان !و حق ندارند چنین باشند و چنان !!!!

چه تلاطمی دارد ذهن پریشان معترض 

چه تلاطمی دارد دل خون فشان معترض .....

تبصره:ناگفته نماند که سرنوشت هیچ قومی به دست دیگری نیست و شاید درصد بسیار کمی از این مشکلات مقصر خارجی داشته باشند و مقصر اصلی خود ما هستیم !

امید که همه چیز درست شود ......

۲۷
فروردين

این شعرا اگر چه بار ادبی بالایی ندارن ولی دو مزیت دارن 
1- داغ داغن Sleepy
2-نتیجه دلتنگی برا خانواده هستن و نوشتم و پیامک کردم خونه Khansariha (249)

اما شعرهام :
1-
مادری دارم مالک باغ بهشتم
پدری دارم مهرش در دل نوشتم 
مادرم سرزنده باشی سال و سالها
پدرم پاینده باشی سال و سالها Heart


2-
یاوری دارم و دیگر غم ندارم 
دیگر در دنیا چیزی را کم ندارم
همه عالم متحیر از این راز
خواهری دارم و هیچ ماتم ندارمBlush

3-
همانا هر که برما گنده باشد
دل ما مطئن و زنده باشد!
نترسد دل ز یل و گنده هاشون 
پشت این دل داداشی بنده باشد

Khansariha (170)