اعتراض سیتی!!!

سعی داریم با کسب علم و دانش در جهت اعتراض به نظام ظلم و ظالم قدمی در جهت امام زمانمون برداریم

اعتراض سیتی!!!

سعی داریم با کسب علم و دانش در جهت اعتراض به نظام ظلم و ظالم قدمی در جهت امام زمانمون برداریم

اعتراض سیتی!!!

علی بن ابی‌طالب(ع): کسی که در برابر منکر با دل و دست و زبان خویش اعتراض نکند، او مرده‌ای است در میان زندگان.

سعی داریم با کسب علم و دانش در جهت اعتراض به نظام ظلم و ظالم قدمی در جهت امام زمانمون برداریم

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
پیوندها
۰۴
مهر

برگزاری دوره پیشرفته برنامه نویسی وب به زبان php

 

لینک بحث مورد نظر در فروم اعتراض سیتی :

http://kabootar.net/forum/showthread.php?tid=341

۰۱
مهر

سلام دوستان 

سوال !

پیوستن به گله گرگها برای بقا مناسب هست یا نه ؟

از نظر این حقیر گله ی گرگها قانون گرگی دارد و بلاخره باید ضعیفها توسط قویها کشته و نابود شوند !آن گرگی که امروز قدرتمند هست و به گرگ ضعیف حمکله میکند میداند که روزی او هم ضعیف خواهد شد و همین دوستانش او را تکه پاره میکنند !این روش زندگی گرگها هست و شاید هم روش بسیار مناسبی باشد و شاید این روش زندگی باعث شده هست که گرگها با قدرت گرگیشان در صحنه جهان باقی بمانند و جایگاهشان را از دست ندهند !

اما گروههای دیگری هم در جهان زندگی میکنند و موفق هم بوده اند مانند گله شیرها یا گله فیلها و یا گله گوزنها و... که برخلاف گرگها هم قطار پیر و ضعیف خود را محافظت میکنند .در گله ی این موجودات یک موجود  به طور طبیعی نقشش را در طبیعت ایفا می کند و به طور طبیعی ضعیف میشود و به خاک میپیوندد و کاملا اجتماعی در کنار همقطارانش روزگار میگذراند .

اینکه کدام موفقتر هستند را باید به کارشناسان واگذار کرد ولی آنچه که من میتوانم بگویم این هست که تقریبا تمامی آنها در روش زندگیشان موفق بوده اند و خداوند قادر و توانا در غریزه آنها برنامه ای مناسب و حکیمانه  ریخته هست ولی ما انسانها صاحب اختیار و عقل هستیم و میتوانیم اجتماعی زندگی کردن را مانند گرگ داشته باشیم یا دیگر گروههای اجتماع زیست طبیعت !انتخاب با خودمان هست و انتظار میرود با عقلی که خداوند در وجودمان قرار داده هست در زندگی اجتماعی از دیگر موجودات بسیار بسیار موفقتر باشیم !
اما واقعیت چیست !؟آیا انسانها به سوی موفقیت پیش میروند یا نابودی !؟

از نظر این حقیر اگر بدون در نظر گرفتن ظهور منجی ما حضرت حجه ابن الحسن المهدی عجل االه تعلی فرج تفکر کنیم و آینده را پیشبینی کنیم قطعا رو به نابودی پیش خواهیم رفت !به این دلیل که ما انسانها سیاستهایمان را گرگوار چیده ایم !هر کجا سخن از سیاست میشود در دلم غمی عمیق مینشیند و به این فکر میکنم که باز هم سیاستهای گرگی !!!هر شخصی و هر گروهی و ملتی در سیاستهایش به فکر منافع خودش هست و در راستای آن تلاش میکند و حتی از ظلم به دیگر ملتهای ضعیف هم ابایی ندارد !!!در حالی که همان مسول ملت در زندگی شهری اش یک دزد ساده را به سختی مجازات میکند !!!

بگذریم !سیاستهایمان گرگی شده هست و در این گروه گرگهای روزگار اکثر کشورها گرگ زندگی میکنند در کنار گرگهای بزرگ و مطیع گرگهای بزرگ هستند !نمونه بارزش کشورهای عرب که شاید بتوان گفت کفتارند در گروه گرگها !!!و سرکرده گرگها آمریکا آنها را به هر سازی میرقصاند !روزی تجهیزشان میکند تا داعشی بسازند در راستای رسیدن به اعتقادات اسلامی آمریکاییشان و روز دیگر گرگ پذیرفته شده در گروه گرگها ضعیف میشود و همه گرگها برای کشتنش دست به کار میشوند !همانند داعش امروز و صدام دیروز و ....
البته آمریکا فقط یک نمونه بود و امروزه گرگهای بزرگ در عالم فراوانند !
ساستمدار نیستم و از سیاست هم بدم میاید ولی میدانم که گاهی گوسفند ازاده بودن بسیار برتر از گرگ مطیع بودن هست 

نمیدانم چرا از این سرنوشت گرگها درس نمیگیریم و هنوز که هنوز هست سیاستمدارانمان میخواهند کشورشان گرگی باشد در گله ی گرگهای جهان !و به همین دلیل هست که از سیاست بدم میاید و هرگز سیاست را در تفکراتم خوش چهره ترسیم نمیکنم !

من به گرگ بودن اعتراض دارم ....

۲۹
شهریور

توجه توجه توجه 

یه شخص مریضی هست که معلوم نیست از کجا و چرا تامین میشه و چه اهداف کثیفی داره !برای من به اندازه مگسی که وز وز میکنه اهمیت نداره !
این شخص مریض با نام و اعتبار وبلاگ من تو وبلاگهای مختلف فهاشی و توهین میکنه و شماره ای هم از خودش میزاره 
09356674419!
نه نظریات احمقانش متعلق به من هست و نه شمارش !دوستان لطفا از این آدم مریض و شمارش شکایت کنین تا دیگه مزاحم کسی نشه !

۲۳
شهریور


 

روایت اول :
پسرک پدرش فوت کرده بود 
مادر و خواهران و برادر کوچکش و برادر معلولش را باید سرپرستی میکرد 
مگر توانش چقدر بود ؟
شاید هر کسی جایش میبود کمرش خم میشد !
همانطور که کمر او هم برای مدتی خم شد و دوباره برخواست !
مردانه زندگی کرد !
شاگرد مکانیک شد !
با اندک درآمدش زندگیشان را کم کم سرو سامان داد !
خواهرانش ازدواج کردند و خودش ماند و برادرانش و مادرش !
وقتش بود خودش هم ازدواج کند !
به خواستگاری دخترک رفت !
دخترک گویا فکرش سو برداشته بود !
به گمانم روشن فکر مینمایاند خودش را !
بهانه گرفت !پسرک دلش شکست ولی تسلیم نشد !
به سراغ دخترک دیگری رفت !
باز همان قصه و قصه ها ادامه یافت !
پسرک از دنیا برید !
همان پسرکی که به تنهایی و با دستان بچه گانه اش خانواده اش را به سروسامان رسانده بود !
به سراغ مواد رفت !معتاد شد !عصبی شد !دیگر پسرک انگل جامعه بود !
جرمش فکر کردن به دخترکان روشن فکر بود !
اما خداوند جرمش را بخشید و بلندش کرد تا دوباره زندگی کند !
پسرک ترک کرد و خیاط شد و بچه هیئتی شد و برای خودش مردی شد !
سنش به 40 رسید 
اما هرگز به سراغ دخترکان شهر نرفت !
در همین حوالی در کنار ما زندگی میکند !
و گاهی اعصاب زخم دیده اش او را مجبور به بدخلقی میکند !
ولی میسازد و میسوزد و هرگز به سراغ دخترکان شهر نمیرود !


روایت دوم :
پسرک پدرش را از دست داد و برادران بزرگش که زندگی خود را ساخته بودند زیاد به فکر پسرک و مادرشان نبودند !!!
پسرک مانده بود و مادرش !
او باید ازدواج میکرد !سنش به 30 رسیده بود !
چهره زیبایی داشت و صاف و ساده و مهربان بود ، تنها کمی گوشش سنگین بود و دارایی مالیش کم !
با تمامی پولی که در خیاطی جمع کرده بود به خواستگاری دخترکی رفت که او هم مخش سوء برداشته بود !
دخترک جواب مثبت داد و آن دو نامزد شدند!
پسرک  هر چه پول داشت را به عنوان گله به دخترک تقدیم کرد !
دخترک چهره اش را رو کرد !
بار و بندیلش را بست و رفت !کجایش را هیچ کس نفهمید !
دخترک روشن فکر به پولش رسیده بود !عشق را پول تعبیر میکنند آن دخترکان !!!
پسرک از نو شروع کرد و پول اندکی جمع کرد !
مادرش فوت کرد !
برادران دیگر زیاد به فکر نبودند !
هزینه کفن و دفن و ختم و....مادرش را بیشترش را به عهد گرفت و پولش تمام شد !
پسرک باز هم بلند شد و شروع کرد به جمع کردن پول !
بعضی روزها  20 ساعت کار میکرد !
پولش که به حدی معقول رسید خواستگاری رفت !
دخترکان شهر ما یکی پس از دیگری جواب رد دادند !
تورم رفته بو بالا و پول پسرک بی ارزش بود !
به علاوه پسرک دیگر جوان نبود و سنش به 36 رسیده بود !
حدود 19 بار جواب رد شنید !
دخترکان مدعی عشق و مدعی اخلاقیات و مدعی روشن فکری هنوز به او جواب مثبت نداده اند !
پسرک هنوز تلاش میکند 
شاید موفق به تشکیل زندگیش شود و امیدی تازه در دنیایش ایجاد کند !
شاید !!!

روایت سوم :
پسرک در بین فامیل نمونه بود 
پتلاش بود 
از بچگی کار کرده بود و مرد بار آمده بود 
باهوش بود و با اینکه وقتی برای درس خواندن نداشت معدلش همیشه بالا بود 
پسرک به دانشگاه رفت 
پدرش بیمار شد 
او در کنار دانشگاه کار میکرد و کمک خرج خانواده اش هم بود 
تا پدرش احساس نکند تنهاست 
پسرک وضع خانواده اش مناسب نبود 
ولی در آموزه های دینیش یاد گرفته بود که برای جدایی از فقر باید ازدواج کند !
پسرک تمامی جراتش را جمع کرد و یکی یکی به دخترکان روشن فکر شهر پیشنهاد ازدواج داد !
دخترکانی که مانند او دانشجو بودند و خانواده های بزرگی داشتند و برخی از آنها فرزند شیوخ بزرگی بودند !
پسرک قبل از هر چیزی مشکلات خانواده اش را به دخترکان میگفت تا اگر آن دخترکان با مشکلاتش مشکلی نداشته باشدند مساله را به خانواده اش هم بگوید !تا دل پدرش را نشکند !
او دوست نداشت  خانواده دخترک در جلسه رسمی خاستگاری و جلوی پدرش بگویند شما وصله ما نیستید !
دخترکان شهر که دم از اولویت عشق و محبت و اخلاقیات و تدین میزدند یکی پس از دیگری دل پسرک را شکستند !
شاید اگر پسرک آستینش نوتر بود اینگونه نمیشد و اولین دخترک قصه جوابش را میداد !
پسرک چهار یا پنج بار خواستگاری کرد ولی هیچ وقت به طور رسمی و با خانواده به خواستگاری نرفت !
پسرک دیگر خسته شده بود !لاغر شده بود !در اوج جوانی پیشانیش چروک شده بود !بیماری عصبی گرفته بود !تمامی اعتقادات دینیش در مورد ازدواج رنگ باخته بود !
به تناقض رسیده بود !
دیگر از خواستگاری میترسید !
از دخترکان میترسید !
شاید هیچ وقت در پیشگاه خانواده اش دم از ازدواج نزند !
شاید !
.
.
.
روایت n ام :
شهر را افکار روشن فرا گرفت !
دخترکان آزادی خواه !
دخترکان فمنیست !
دخترکان روشن فکر!
دخترکان بی حجاب ! 
پیردختران !
دخترکانی که با شعار آزادی وسیله و ابزار پسرکان پولدار و شهوت ران شهر شده بودند !
و دخترکان متدین و منزوی !
پسرکان روشن فکر !
پسرکان بی سروسامان !
پسرکان خلاف کار !
پسرکان معتاد !
پسرکان پولدار و  شهوت ران !
و پسرکان متدین و منزوی !!!!
شهر دیگر عوض شده بود و مردمش اکثرا عوضی شده بودند !
دخترکان فکر میکردند به خواسته هایشان رسیده اند و پسرکان پولدار شهوت ران هم !!!
باقی پسرکان و دخترکان شهر زنده بودند ولی مرده !و شهرشان نابود شده بود !
___________________________
به شهر اعراض سیتی بیایید و شهرمان را دوباره بسازیم :)

در ادامه مطلب روایات خانم هزاره را ببینید... 

۰۵
مرداد

 توجه  توجه توجه لطفا اعتراض کنید !
____________

توی فیسبوک یه پیجی هست با عنوان گفتگوی دوستانه شیعه و سنی 
چند روزه رفتم ببینم چه خبره و کلی هم باهاشون بحث کردم و متوجه شدم که زیاد هم دوستانه نیست و بانیانش قصد دارن با جو سازی بر ضد تشیع و اضافه کردن تفکرات افراطی وهابیت به تفکرات دوستان اهل سنت به اهداف کثیف خودشون برسن .
اونا اینکارو با پست کردن شبهات موجود در مورد تشیع و همچنین اجازه ندادن به دوستان شیعه برای پست کردن مطالب خودشون و همینطور با تمسخر و توهین در کامنتها سعی میکنن دو کلوم حرف منطقی رو هم کمرنگ کنن !!!
من چند بار پست گذاشتم و تایید نکردن و چند بار در حد توانم به شبهاتشون پاسخ دادم و باز هم پشت سرش بحث رو پیچوندن !
البته اضافه کنم که همشون به این صورت نیستن و برخی دوستان اهل شنت ساده هم تو بازی اونها غرق شدن و با جو سازی موجود تفکرشون عوض میشه !
کم کم دارم درک میکنم کافر بودن شیعه چطور در ذهن برادران سنی نقش میبنده و گروههای تکفیری داعش و النصره و... پدید میاد و جنگها به راه میفته و ...

نمیدونم شاید عاملان این تبلیغات نا برابر خود صهیونیستها باشن و اینها رو تغذیه کنن 
و البته نمیخوام جنگ بین شیعه و سنی راه بندازم چون کاملا طرفدار بحث منطقی و با شرایط برابر هستم و مخالف توهین و تمسخر و ....
از دوستان خواهش میکنم در راستای دفاع از تشیع و دفاع از اسلام این صفحه ها رو دیپورت کنن و در حد توانشون با منطق کامل و بدون توهین جواب شبهاتشونو با ارجاع به آیات قرآن بدن 
این کار شما همون جهاد در راه خدا هست و این کار شما باعث خواهد شد دو تا سرباز از جبهه های باطل کمتر شود و به پیشرفت دنیای اسلام کمک خواهید کرد و به طور جدی مشتی بر دهان صهیونیستها و دیگر مستکبران که عامل چنین حرکتهایی هستند میشوید 

فکر کنم از این پیجها بیشتر از این هم باشه 
با تشکر از درک بالای شما دوستان عزیز و احساس وظیفه تون 
به امید اینکه همه مسلمانان به ریسمان الهی چنگ زنند و رو به پیشرفت دنیوی و اخروی پیش بروند 
آمین یا ربالعالمین 

اینم لینک پیج مورد نظر 
لطفا نشر بدین لطفا

۲۷
تیر

بسم الله الرحمن الرحیم

صلی الله علی سیدنا و مولانا حجه ابن الحسن المهدی عجل الله تعلی فرجه الشریف

آی آدمها هنارس !

ما جوانها !ما روشن فکرها ! ما آینده ساز ها ! ما تافته های جدا بافته ! ما بازوهای جامعه ! ما گنده ها ! ما که توپ دنیا تکانمان نمیدهد ! ما که ادا ادفارمان و افاده هامان گوش عالم و آدم رو کر کرده هست ! ما که اووووووووف ما !!! ماکجاییم !؟دغدغه های ما کجاست !؟رنگ دغدغه هایمان چرا این رنگیست ؟دنیایمان چرا این شکلیست !؟چرا دنیایمان همرنگ افکارمان نیست ؟ ما گم شدگان !ما کجاییم ؟

بیایید پیدا شویم ، بیایید از بالاتر به دنیایمان بنگریم ، بیایید دو دو تا چهارتایمان را که آموخته ایم و برایش فخرمان را فروخته ایم کمی خرج کنیم و اگر اشتب آموخته ایم اصلاحش کنیم ! بیایید به سوالاتمان کمی پاسخ دهیم و حد اقل تکلیف خودمان را با خودمان روشن کنیم . بیایید ببینیم کی هستیم و ببینیم کجا هستیم و ببینیم به کجا خواهیم رفت .بله همان سوالات تکراری که همیشه شنیده ایم و پاسخش را داده ایم و برایمان انباری کلیشه خانه ی زهنمان را پر کرده اند .آیا وقت آن نرسیده هست که کمی اصلاحشان کنیم ؟

باید عمیقتر اندیشید به آنکه از کجا آمده ام و به کجا میروم و چگونه باید بروم ! بله تو میدانی او میداند و ما میدانیم و متاسفانه آنقدر میدانیم که فقط میدانیم و نه بیشتر !آنقدر میدانیم که برایمان مهم نیستند و تبدیل شده اند به دانسته های بیمصرف ذهنمان !

به شما برنخورد دوست عزیز !به شما هم برنخورد و همینطور به شما و شما و n تا شمای دیگر !من نیز با شمایم و در جمع ما میشویم همان ماهایی که از پاکان عالمیم و آدم بده همسایه ی مان هست !!!به ما برنخورد که عالمان بی عملیم! نمیدانم چرا شاید با نگاهی به جهان و با حسابی دو دو تا چهار تا این را میگویم !شاید

شاید به این دلیل است که میبینم دنیا در دست آنهاست ! بله همانهایی که استکبار جهانی مینامندشان و به صورت شعار مرگ بر آنها را در گوشمان کپی پیست کرده اند به طوری که برخی از ماها از تکرار این شعار و شنیدنش با مراجعه به عقل روشن فکرمان از دنیا بیزار میشویم و میگریزیم از دست انسانهای متحجر شعاری مزاج !مقصر این نظام کیست ما نوبرهایی که فقط میگوییم پیس پیس و میرویم پی کارمان بدون آنکه در مورد استکبار تحقیق کنیم ؟ یا آن شعاری مزاجها که راه دیگری بلد نیستند برای بیان افکارشان ! این بماند ، ما قرار بود از بالاتر بنگریم .پس میرویم بالای جهانمان بالای کره ی زمین ، تا ببینیم و نتیجه بگیریم.

چه میبینیم ؟

یک زمین زیبا یک زمین منظم و انسانهای مدرن با کلی تجهیزاتی که خود خلق کرده اند و در کنار یکدیگر به خوبی و خوشی زندگی میکنند ، احتمالا سرانشان این آرامش و آسایش را برایشان آفریده اند پس سران ما کجایند ؟ ما چرا در این زمین منظم و زیبا نقش نداریم ؟ چرا حق انسانیت نداریم !؟ چرا مهاجر زندگی میکنیم ؟ چرا زیر فشار اقتصادی زندگی میکنیم ؟ چرا زیر بمب و موشک زندگی میکنیم ؟ چرا نسل کشی میشویم ؟ چرا ؟ مگر ما بهترین افکار را برای زندگی در این دنیا نداریم ؟ مگر خداوند زمین و آسمان را نداریم ؟ مگر قرآن را نداریم ؟ مگر اهل بیت را نداریم ؟ مگر امام زمان را نداریم ؟

بیایید کمی بیشتر زوم کنیم روی زمینمان شاید مساله جوری دیگر است ! یک زمین زیبا یک زمین منظم و انسانهای مدرن با کلی تجهیزاتی که خود خلق کرده اند و در کنار یکدیگر به خوبی و خوشی زندگی میکنند و احتمالا سرانشان این آرامش و آسایش را برایشان آفریده اند ، اما چگونه این شده اند و ما نشده ایم ؟ به نظر میرسد سران آنها روششان با سران ما فرق دارد ! آنها مدیریت میکنند مسائل  تمام جهان را در جلسات سالانه اولدنبرگشان و آنها برنامه ریزی میکنند برای تمام انسانها آنها برای خودشان حق تراشیده اند که برای تمام انسانهای جهان تصمیم بگیرند آنها میتوانند هر کجا که به نظرشان نیاز باشد نیروی نظامی بفرستند و هر کجا که بخواهند انسانها را به جان هم میاندازند تا انسانها نتوانند پیشرفت کنند و میتوانند از اعتقادات هر قومی به ضررشان سوء استفاده کنند  و حکومت کنند بر انسانها! به نظر میرسد این حق از باور یهودیتشان نشات میگیرد همان باور که آنها را برترین انسانهای زمین دانسته است و به هر قیمتی که شده حاکم جهانشان ساخته است!عجب ، زمینمان رنگ عوض کرد !چه زشت گشت و پر از فساد !و ما بازیچه این روزگار ساخته آنهاییم ، آنها استکبار جهان اند و طاغوتات جهان و کارشان بیرون راندن ما از نور به سوی ظلمات هست و به این روش زندگی بهشت گونه خودشان را برای خودشان ساخته اند .

شاید اینگونه باشد اما شاید ما بیشتر از آن طاغوت ها مقصر هستیم برای ساخت این زمین زشت و مفسد ! ماهایی که دغدغه اصلی مان که ساخت جهانی زیبا  و با افکار معنوی  خودمان هست، تبدیل شده به اینکه چگونه میتوانیم شبیه جوانان آنها باشیم و خوشبخت ! ما خوشبختی آنها را باور کرده ایم نه خوشبختی ناشی از افکار زیبای خودمان را ! و عملا میگوییم بگذار افکارمان در جای خودشان خاک بخورد ! و ما جوانان سست عنصر و ما جوانان بی اراده و ما جوانان پر ادعا و ما جوانان داغون و ما جوانان رسوا !

شاید نیاز باشد  تغییر دهیم زندگی مان را با بازگشت به خودمان و با بازگشت به خدای خودمان و به بازگشت به قرآن و ائمه خودمان و با بازگشت به امام زمان و ولی امر اصلی خودمان که غریبانه از دست ما دلی خون دارد ! شاید نیاز باشد تغییر دهیم قضایمان را در این شبهای قدر به قضایی جوانی که مسول این نباشد که امام زمانش بگوید " اگر شیعیان من به اندازه تشنه ای که آب میخواهد مرا میخواستند ظهور میکردم " . شاید لازم باشد به خود و دنیای فعلی خودمان اعتراض کنیم و دنیای زیباتری از آن بسازیم . شاید لازم باشد خودمان را پیدا کنیم و باور کنیم که " همدلی نیروهای آخرالزمان رمز سعادت هست " بدون اینکه مسائل را قاطی کنیم باهم بدون در نظر گرفتن تعصبات ملیتی بدون در نظر گرفتن رنگ پوستمان و بدون در نظر گرفتن لحجه و زبانهایمان و بدون در نظر گرفتن سایز چشمها و دماغهایمان و شاید لازم باشد که هرگز نگوییم فلانی با فلان رنگ و فلان ملیت و فلان پست و فلان اعتقاد ، فلان کار را کرد و در نتیجه این اعتقادهایمان بی رنگند !!! شاید لازم باشد خدا را بهتر باور کنیم و امام زمانمان را هم ....

شاید لازم باشد فریاد بزنیم که آی مردم هنارس !!!

الهم عجل لولیک الفرج

_________________________

دوستان لطفا این حقیر را به خاطر زیاده گویی و شاید گزافه گویی ببخشید و برای بحث بیشتر در راستای اصلاح گفته ها و افکارم  نیازمند یاری شما دوستان عالم و گرامی هستم .انجمن کلبه انتظار منتظر شما دوستان عزیز هست

kabootar.net/forum

نویسنده : معترض حقیر

۲۳
خرداد

خدمتی دیگر از بچه های اعتراض سیتی 
برگزاری کلاسهای شبکه برای مهاجرین عزیز 
به امید فرداهای بهتر ...

۱۸
خرداد

۰۲
خرداد

سلام دوستان 

احتمالا همگی فیلم زامبی رو دیدین !امروز میخواهیم نقدی اعتراضی به زامبیهای اطرافمان بنویسیم .

همانطور که میدانید زامبیها اشخاص بیماری بودند که به انسانهای عادی حمله کرده و خونش را میمکیدند و با انتقال ویروس حامل بیماری آن شخص عادی را هم تبدیل به زامبی میکردند و به همین صورت شهرها و کشورها نابود میشدند .تنها یک زامبی برای نابودی یک شهر و یک کشور کافی بود و اگر کسی جلوی آنها را نمیگرفت همه ی دنیا را نابود میکردند .جالبتر آن بود که این بیماری درمانی نداشت و مجبور بودند بیمارهای بیچاره را نابود کنند !بیمارانی که خودشان قربانی یک بیمار دیگر شده بود و آن بیمار نیز قربانی بیمار دیگر!!!

اما بحث ما چیست ؟

به نظر من در همین دور و بر ما هم زامبی فراوان وجود دارد !کسانی هستند که بیمار هستند و بیماریشان را به انسانهای عادی انتقال میدهند و گاها میتوان گفت اکثر انسانها درجاتی از این بیماری را دارند !

کسانی هستند که قلبشان را ویروس گناه سیاه و محجوب و قصی کرده هست و متاسفانه این ویروس را به اطرافیانشان منتقل میکنند و زامبیهای شهر ما به سرعت در حال افزایش هستند .تمام انسانها به شدت  نسبت به این ویروس آسیب پذیرند و تقریبا تمام انسانها تا حدودی این ویروس را در قلبشان دارند !برخی ویروس بسیار ضعیف و برخی قوی و قویتر و برخی شده اند برده ی زامبی وجودشان !این ویروسها با هر تحریک خارجی و با هر شبهه و با هر حس نا امیدی که از سوی دیگر زامبیها و در صدر آنها شیطان رجیم منتشر میشوند ، بزرگ و بزرگتر میشوند و قلب انسان بیچاره را چنان سیاه و محجوب میکنند که عملا چیزی از قلب نمیماند و انسان عادی قدیم و زامبی جدید کارش به جایی میرسد که خدا را انکار میکند !و این عادیست !چرا که وجود او فطرت پاکش را که در میان ویروسها گرفتار شده هست نمیبیند و نمیتواند تشخیص دهد که او انسان بوده هست و خلیفه الله بوده هست و ظرفیت تبدیل شدن به اشرف مخلوقات را داشته بوده  و ...

او تبدیل میشود به زامبی تمام معنا با باطنی بسیار کریح !اگر چه ظاهرش اراسته باشد که البته ظاهرش هم میشود چون مفتیهای وهابی که آینه تمام معنای زامبیها هستند !!!

راهکار؟

بر خلاف فیلم زامبی 2014 که برای زامبیها راه درمانی وجود نداشت ، زامبیهای دنیای ما راه درمان و پیشگیری فراوان دارد و خداوندی عظیم داریم که همواره انسانش را انسان میخواهد و برای این هدف هر کاری میکند و همواره انسانها را به سوی خودش دعوت میکند و از چشمه های رحمت و معرفتش بنده اش  را بهره مند میکند به واسطه ی درهای رحمت خویش بر روی زمین .و ما برای آنکه از این چشمه های رحمت برخوردار بشیم باید آن چشمه را پیدا کنیم و در زندگیمان از آن بهره ببریم !

باید پاسخ بدهیم به این سوال در قلبمان "این باب الله الذی منه یوتی؟". اگر او را پیدا کنیم از شر ویروسهای زامبی نجات میابیم و میشویم انسان و میشویم خلیفه الله و میشویم موجودی که خداوند احسن الخالقینمان از آفرینشش به خویش تبریک گفت .

اللهم عرفنی نفسک فانک ان لم تعرفنی نفسک لم اعرف نبیک.

اللّهم عرفنی نبیک فانک ان لم تعرفنی نبیک لم اعرف حجتک.

اللهم عرفنی حجتک فانک ان لم تعرّفنی حجتک ضللت عن دینی؛

الهم عجل لولیک الفرج ...

آمین یا ربالعالمین...

۲۰
ارديبهشت

سلام 

چند روز پیش شهید بزرگواری از سوریه بازگشت که از رفقای رفیق ما بود .او حسین فیاضی بود نمادی از حر !

داستان زندگیشو از رفیقم شنیدم که میگفت اوایل زندگیش شخص معتقد و خوبی نبود و دنبال عیاشی و... بود ولی کم کم راه خودش رو پیدا کرد و راه زندگی زیبایش را پیش گرفت و عاشقانه برای دفاع از حرم حضرت زینب سلام الله علیها راهی سوریه شد .

همرزمش میگوید:22 سال بیشتر نداشت ولی انقدر شجاعانه و جسورانه میجنگید که بعد از چندی حضور در سوریه به عنوان فرمانده گروهی از مجاهدین افغانستانی منسوب شد.او با جسارت و عشق فراوان به حضرت زینب سلام الله علیها خطرنکترین عملیاتهای شناسایی رو انجام میداد و گاهی چند روز میرفت به طوری که خبری ازش نمیرسید و بعد از برگشت از دل دشمن اطلاعات فراوان و حساسی به ارمغان می آورد.

در یکی از عملیاتهای دشوار که حزب الله رفته بود و 15 روز جنگیده بود و با شکست و تلفات بسیار بازگشته بود و سپس ارتش و نیروهای ایرانی رفته بودند و بعد از 12 روز شکست خورده بودند آقای حسین فیاضی با گروهش رفتند و 2 روزه دشمن ملعون را شکست دادند !

از شجاعتهای این شهید بزرگوار روایات بسیاری نقل میکنند .او فقط به خاطر حضرت زینب سلام الله به سوریه رفت به طوری که ارتش سوریه با وعده های فراوان از او خواسته بود تا به مناطق جنگی دیگر برود و آنجا مبارزه کند ولی او گفته بود که فقط از حرم حضرت زینب سلام الله علیها دفاع میکند و هیچ وعده ای او را از این عشق باز نمیدارد!

قرار بود برای استراحت چند وقتی به خانه باز گردد ولی اسرار داشت که در عملیات آخر عمرش شرکت کند و جالب هست که قبل از عملیات به دوستانش میگفت من شهید میشوم بیایید با من عکس یادگاری بگیرید .و در عملیات شرکت کرد و در منطقه ای با 4 نفر از همرزمانش گرفتار تک تیر اندازان زن چچنی شدند که علی رغم مبارزه و رشادت فرواوان بال گشودند و عاشقانه به قرب الهی شتافتند.

روحشان شاد و راهشان جاوید باد ...

بال گشودند و با عشق همسفر گشتند یا زینب

حر واره  زیستند و حر واره پر پر گشتند یا زینب

کلنا عباسک یا زینب گویان دور شمع حرم گردان

در راه عشق تو سوختند و پاره جگر گشتند یا زینب

نبی معترض

______________________________________________________________________

طبق روایات مربوط به اخرالزمان ما سوریه و مناطق خاورمیانه میدان جنگ حق و باطل میشود و سفیانی ملعون آنجا را فتح میکند و به سوی مکه پیشروی میکند !!!

به واقعیت پیوستن این روایات رو میشه کم کم مشاهده کرد !!!اگر رشادتهای شهیدانی چون حسین فیاضی نبود نمیدانیم الان چه سرنوشتی بر مناطق اسلامی سایه می انداخت !!!

الهم عجل لولیک الفرج ...

آمین یا ربالعالمین